در این گزارش به بررسی کامل «اسباب خوف از مرگ» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

سبب اول اينكه خيال مىكنيم كه مرگ، نابودى و نيستى است، درحالىكه موجب به كمال رسيدن مرتبهى انسانى است و رفتن از سرايى به سراى ديگر است. انسان مؤمن معتقد به جزاى اعمال، كه وظيفه ى ظاهرى خود را انجام داده است، بايد خوشحال و خرسند باشد و بداند بهتر از آنكه نزد پدر و مادر برود، در نزد خداى مهربان و رؤف مىرود؛ و او ارحم الراحمين است. خداوند مىفرمايد:
فلا تعلم نفس ما أخفي لهم من قرة أعين جزاء بما كانوا يعملون؛[1] هيچ كس نمىداند چه پاداشهاى مهمى كه مايه ى روشنى چشم او مىشود براى او نهفته است، و اين پاداش كارهايى است كه انجام مىدادند.
امير المؤمنين عليه السلام مىفرمايد:
(و الله لابن أبي طالب آنس بالموت من الطفل بثدي أمه)؛[2] به خدا سوگند، پسر ابى طالب علاقه اش به مرگ بيشتر از علاقهى كودك شيرخوار به پستان مادرش است.

همچنين بعد از ضربت خوردن در ضمن وصيتى مىفرمايد:
(و الله ما فجأني من الموت وارد كرهته و لا طالع أنكرته و ما كنت إلا كقارب ورد و طالب وجد و ما عند الله خير للأبرار)؛[3] خيال نكنيد از ناگهان و بىخبر به شهادت رسيدن ناراحتم، بلكه من همانند كسى هستم كه شب تاريك در جستوجوى آب بوده (اين معنى قارب است) و يا پيگرد چيزى بوده و حالا به آن دست يافته است و آنچه در نزد خداست براى نيكان بهتر است.
امام حسين عليه السلام در ضمن خطبهاى كه در نزديكى كربلا براى اصحاب خواند فرمود:
فانى لا ارى الموت الا سعادة و لا الحياة مع الظالمين الا برما[4]؛ من مرگ را جز رسيدن به سعادت نمىدانم و زندگى با ستمكاران را ذلت و خوارى مىپندارم.[5]
[1] ( 1). سورهى سجده، آيهى 17.
[2] ( 2). نهج البلاغه، ص 48.
[3] ( 1). نهج البلاغه، ص 866، و سورهى آل عمران، آيهى 98.
[4] ( 2). بحار الانوار، ج 44، ص 381.
[5] جزايرى، محمدعلى، دروس اخلاق اسلامى، 1جلد
برچسب:
نویسنده: آریا جعفری